بدون غضب انسان نمی تواند هیچ خطری را از خود دفع کند، با هیچ دشمنی در نمی آویزد، از هیچ مهلکه ای نمی گریزد، بنابراین ریشه کن کردن آن از وجود آدمی نه ممکن است و نه لازم.
کلاله خبر،پرهیزگار "مکظُوماً غَیظُهُ"؛ خشمش کنترل شده است.
لا یَحیفُ عَی مَن یُبغِضُ وَ لا یأثَمُ فی مَن یُحِبُّ؛ بر کسی که خشم کرده ستم نمی کند و به خاطر کسی که دوستش دارد گناه نمی نماید.
خشم و غضب از نیازهای حیاتی وجود انسان است. بدون غضب انسان نمی تواند هیچ خطری را از خود دفع کند، با هیچ دشمنی در نمی آویزد، از هیچ مهلکه ای نمی گریزد، بنابراین ریشه کن کردن آن از وجود آدمی نه ممکن است و نه لازم، تنها وظیفه ای که ما داریم و انجام آن نیز ممکن است این است که قدرت و صولتش را درهم بشکنیم تا به فرمان عقل گردن نهد و بیهوده آتش افروزی نکند، درون را دچار آشوب و برون را آشفته نسازد و به مقام و مرتبه لایق خود یعنی تحت هدایت عقل و شرع درآید.
آن جا که شعله غضب لازم است بروز کند و در هر جا لازم است خاموش باشد و عقب بنشیند. انسان بالاتر از این هیچ تکلیفی ندارد و آنچه مورد رضای خداوند است همین است که غضب در اختیار انسان باشد، به همین سبب، خداوند در قرآن کریم می فرماید: «وَ الکاظِمِینَ الغَیظَ»؛ آنان که خشم خویش را فرو می برند، در حالی که اگر نداشتن خشم پسندیده بود باید می فرمود: «والفاقدین الغیظ»؛ آنان که هیچ خشمی ندارند.
قوه خشم و غضب، همچون سلاح های گرم و آتشین در دستِ مرزداران کشور است. در هنگامی که مملکت مورد حمله اجانب قرار گیرد یا راهزنانِ اخلالگر به کشور هجوم آورند و بخواهند به مال و جان اهالی، تعدّی نمایند. مرزداران، سلاح های خود را به کار می گیرند تا آنان را قلع و قمع نمایند و از کشور حفاظت کنند. این خشم پسندیده است.
متاسفانه نظری هنوز درباره این مطلب منتشر نشده