اخبار مهم

مردم روستای قراول حاجی تاجی برای مرتفع شدن مشکل آب شرب خود دست به دامن شهرام غراوی نماینده شرق گلستان شدند و با ارسال نامه ای، این خواسته خود را مطرح کردند.

به گزارش کلاله خبر، مشکل روستاهای قراول حاجی تاجی و چقر شیر ملی تنها به مشکل آب شرب آن برنمی گردد و این روستا با مشکلات دیگری نیز در سال های گذشته دست و پنجه نرم کرد.

برخی بر این باور هستند که این  روستا قراول حاجی تاجی به علت نزدیکی به شهرستان کلاله جزو حوزه سرزمینی شهرستان کلاله است؛ ولی به گفته مسئولین و اذعان خود اهالی، این روستا جزو حوزه سرزمینی شهرستان گالیکش است و پاسخ نگرفتن از مسئولین شهرستان ها اهالی این روستا را بر آن داشت که با ارسال نامه ای به نماینده شرق گلستان، از وی خواسته‌ی مرتفع کردن مشکل آب شرب روستای خود را داشته باشند.

به گفته اهالی این روستا، این روستا در روزها ی بخصوص تابستان و در نوبت عصر با مشکل شدید آب شرب روبرو هستند تا جایی که حتی بدون وجود آب از کارهای روزمره خانگی نیز باز می مانند.

در متن ارسالی به شهرام غراوی آمده است:

بسمه تعالی

29/03/96

با سلام و دعای خیر

حضور محترم نماینده شهرستان کلاله،مینودشت ،گالیکش و مراوه تپه جناب آقای مهندس غراوی

به اطلاع آن مقام محترم می رسانیم که ما اهالی روستاهای تابعه شهرستان کلاله از جمله روستای قراول حاجی تاجی قراول شاه نظر و قنات شیر ملی به دلیل استفاده آب شرب مصرفی اهالی روستاهای یاد شده که از سوی آب و فاضلاب روستایی شهرستان گالیکش تامین میشود بنا به دلایلی نامعلوم دو سه سالی است که در فصلهای بهار ، تابستان و پاییز دچار بی آبی شده تا آنجاکه برای انجام کارهای ضروری روزمره هم دچار مشکل آب هستیم با توجه به مراجعات مکرر به آب و فاضلاب روستایی شهرستان گالیکش هیچ جوابی تا کنون نگرفته ایم لذا خواهشمندیم برای حل مشکل بی آبی روستاهای یاد شده چاره ای عاجل بیندیشید با توجه به برخورداری منطقه از آب کافی و پرهیز از هرگونه تبعیض از سوی شهرستان گالیکش جهت تامین آب شرب خواستار تخصیص بودجه ای جداگانه و تامین ایستگاه پمپاز جداگانه برای روستاهای تابعه شهرستان کلاله را خواهانیم.

با تشکر اهالی روستاهای قراول حاجی تاجی ،قراول شاه نظر و قنات شیر ملی

chagher

دیدگاه‌ها   

0 #1 مطلع 1396-07-03 13:10
انتظارها از مسئولینی که اهل همین روستا بودند بیشتر بود!
سحر بلبل حکایت با صبا کرد که عشق روی گل با ما چه‌ها کرد
از آن رنگ رخم خون در دل افتاد و از آن گلشن به خارم مبتلا کرد
غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی و ریا کرد
من از بیگانگان دیگر ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
گر از سلطان طمع کردم خطا بود ور از دلبر وفا جستم جفا کرد
خوشش باد آن نسیم صبحگاهی که درد شب نشینان را دوا کرد
نقاب گل کشید و زلف سنبل گره بند قبای غنچه وا کرد
به هر سو بلبل عاشق در افغان تنعم از میان باد صبا کرد
بشارت بر به کوی می فروشان که حافظ توبه از زهد ریا کرد
وفا از خواجگان شهر با من کمال دولت و دین بوالوفا کرد
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید