اخبار مهم


سرویس فرهنگی: شما را به خواندن زندگی نامه و وصیت نامه شهید امیر میر فرزندی از خاک و دیار شهرستان کلاله دعوت می کنیم.

 

به گزارش کلاله خبر، امیر میر در خانواده روستایی بسیار ساده و مذهبی که با کشاورزی پدرش اداره می شد در بهمن ماه سال 1348 در کلاله دیده به جهان گشود و با توجه به اینکه خانواده اش از خادمان ائمه اطهار(ع) بودند ، نام امیر را برای فرزند خویش گزیدند تا ادامه دهنده راه امیر صحرای کربلا باشد.

وی از بدو تولد مورد توجه خانواده ، فامیل و آشنایان قرار گرفت و در سال 1355 وارد سنگر تعلیم وتربیت دبستان دانش کلاله شد و با شروع انقلاب بر خود وظیفه دانست و همراه با پدرش در تظاهرات و راهپیمایها شرکت فعال مینمود و در ایام محرم و صفر در مسجد خدمتگزار عزاداران اباعبدالله الحسین (ع) بود و به عنوان سقای ابا عبدالله فعالیت می کرد.

شهید میر فعالیت ویژه ای در پایگاه بسیج شهید دستغیب مسجد جامع کلاله داشت ؛ امیر از لحاظ اخلاق و منش اسلامی، زبانزد عام و خاص بود.

گفتنی است امیر در دی ماه 1363 جهت فرا گیری آموزش های نظامی به پادگان گوهرباران ساری رفت و پس از آن به جبهه اعزام شد.

وی دوباره در دیماه سال 1364 در جبهه ها حضور یافت که به عنوان سکاندار قایق در منطقه شلمچه پس از درگیری با دشمن بعثی در روز 26 بهمن سال 1364 به دیدار سرور شهیدان شتافت و پس از 13 سال پیکر مطهرش به زادگایش رجعت داده شد که در مورخه 1376/06/05  و یاد شهید میر در یادها زنده تر گردید.


وصیت نامه شهید امیر میر

بسم رب الشهداء و الصدیقین

اینک که توفیق شده است تا به جبهه بیایم و با این سبکبالان همسفر بشوم بدین وسیله این بنده حقیر خداوند و با وضعیتی سالم و به به درو از ناصداقتی های دنیوی به عنوان سرباز کوچک امام امت، بعضی از فرایض را به عنوان وصیت مینویسم تا اگر توفیقی حاصل شده و شهید شدم از لحاظ شرعی انجام وظیفه کرده باشم.

کاش آن شب کز سرسودای یار     قصه می گفت آن شهید نامدار

می شنیدم از زبانش رازها       قصه تعجیل در پروازها

کاش می شد نقش ها را زنده کرد     بردر و دیوار دل پاینده کرد

ما اولین وظیفه ای که داریم باید راه و رسم این شهدا و نحوه به شهادت رسیدن و آخرین تکبیر آنان را که همه هستی و زندگی خویش را در این راه هدیه نمودند ادامه دهیم این حقیر رشادتها و دلاوریهای اینان را می بینم و برخود غبطه می خورم.

و اما پدر و مادرم آنقدر شما را دوست می دارم که فکر کردم تنها خدمتی که می توان انجام بدهم این است که در قیامت فرزند روسفیدی برایتان باشم و از خواهرانم می خواهم زینب گونه زندگی کنند و به برادرانم توصیه می کنم که علی وار زندگی نمایند و از جوانان و امت حزب الله و همیشه در صحنه می خواهم که امام را تنها نگذارند و جبهه ها را خالی نکنند و در تشیع جنازه ها شرکت نمایند.

این وصیت نامه ها افسانه نیست      نامه پیوند با بیگانگان نیست   

هریکی منشور آزادی ماست         هستی ما رمز آزادی ماست

 

التماس دعا : بنده خدا امیر میر 1363/12/02

 

گزیده ای از نامه شهید که روز قبل از شهادتش برای خانواده اش نوشته بود                       

پدر عزیزم، از اینکه من به جبهه آمدم غمگین مباشید که این افتخار بزرگی برای شما می باشد.

شهادت لاله را روئیدنی کرد           به چشم و دل خدا را دیدنی کرد

ببوس ای خواهرم سنگ برادر         شهادت سنگ را بوسیدنی کرد


نام : امیر

نام خانوادگی : میر

باغبان : حسین

تاریخ رویش : 1348/11/09

محل بالنگی : کلاله

تاریخ پرواز : 1364/11/26

دیدگاه‌ها   

+1 #1 کلاله 1393-03-09 19:39
به هر و شهر و دياري پا نهادم
به ذكر نام ساغي لب گشادم
كه ذكر نام ساغي عين مستي است
مي وحدت ، مي ساغي پرستي است
مرا رسواي عالم كرد ، ساقي
سرا پا شور و حالم كرد ، ساقي
بشارت باد بر رندان سر مست
چنان مستم كه ساغي گيردم دست
شبي از قيد نام و نان گذشتم
وصيت نامه اي با خون نوشتم ...........
یاد وخاطره شهدای 8سال دفاع مقدس مبارک
نقل قول کردن

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید